عباس اقبال آشتيانى
566
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و عيسويان مىدانستند چنان كه در اوايل عهد ابو سعيد موقعى كه بامر اين پادشاه مبالغ خطيرى در سلطانيه صرف بناى مسجدى شد و در حين عمل طاقى كه جهت مسجد بارتفاع زياد برپاشده بود خلل پذيرفت و مسجد ناتمام و متروك ماند جمعى اين پيشامد را بر آن حمل كردند كه چون سلطان و وزراى او وجهى گزاف از عايدات مملكت را فقط براى تفنن و آرايش نه در راه حق و اظهار اخلاص به او صرف كردند عمل ايشان حسن ختام نپذيرفت و اتمام نيافته راه زوال سپرد و شاعرى در همان عهد گفت : جزاى قبح عمل بين كه روزگار هنوز * تمام ناشده طاقى همىكند ويران روابط تجارتى استيلاى مغول و درآمدن قسمت اعظم آسيا مخصوصا ممالك متمدنهء قديم و طرق ارتباطيه مهم آن در تحت يك اداره و حكومت و مطاع و محترم شدن ياساى چنگيزى در جميع ممالك تابعهء اولوس اربعه باعث برافتادن عموم سدهاى بزرگى گرديد كه سابقا به علت اختلاف طرز حكومت و وجود سرحدهاى سياسى و آداب و اخلاقى كه مانع خلطه و آميزش مستقيم ملل بود ، و عدم معرفت كافى ايشان باحوال ممالك يكديگر و راههاى معتبر و مالالتجارههاى نفيس ، نمىگذاشت مردم ممالك مختلفهء آسيا با هم ارتباط مستقيم حاصل كنند مخصوصا قوم تاتار كه بر اثر بدوى بودن و احتياج بجلب مالالتجارهها و امتعهء گرانبهاى ممالك متمدنه در باز نگاهداشتن طرق تجارتى از قديم سعى بليغ به كار مىبردند پس از مغلوب ساختن ممالك آسياى مركزى و غربى اين سياست ديرينه را بيشتر تقويت نمودند و چنگيز خان كه يكى از منظورهاى اصليش در حملهء بممالك خوارزمشاهى افتتاح راه تجارتى بين مغولستان و آسياى غربى بود براى داير نگاهداشتن راههاى كاروانى و حفظ امن و رعايت حال تجار و كاروانيان در ياساى خود مواد مخصوص گنجانده بود و فرزندان و جانشينان او نيز همه در رعايت اين اصل نهايت جهد را به كار مىبردند . تشكيل دولت واحد مغول در آسيا و مربوط شدن قراقروم و خانباليغ با بلاد ماوراءالنهر و خراسان و تبريز و بغداد و سلطانيه نه تنها رفتوآمد قوافل بين دو مملكت متمدن قديم چين و ايران را ممكن و راههاى تجارتى ميانهء اين دو قسمت